|
توركمن خالقينين ملي شاعري مختومقلی فراغينين آذربايجانجالاشميش شعرلري
|
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
برنامه مراسم های فرهنگی در ارتباط با بزرگداشت هفته مختومقلی فراغی
تهیه برنامه توسط: مدیریت پایگاه اطلاع رسانی دانشجویان و دانش آموختگان ترکمن ایران تاریخ بروزرسانی جدول برنامه : 26 اردیبهشت ماه 1390
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1390ساعت 20:45 توسط ذوقی
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
||||
|
حضور استاد دکتر حسین صدیق در مراسم یادبود شاعر بزرگ ترک مختومقلی فراغی
28 / 2/ 1389
گزارش از: مهندس سيد احسان شكرخدايي
در هفته آخر اردیبهشت هر سال مراسم یادبود مختومقلی فراغی شاعر و عارف اندیشمند تورکمن برگزار میشود. امسال نیز استاد برای شرکت در این مراسم توسط مدیرمسئول انجمن ادبی میراث شهر گنبد جناب آقای منصور طبری دعوت شدند. در روز سه شنبه 28 اردیبهشت 1389 ساعت 4 بعد از ظهر این مراسم در شهر گنبد کاووس برگزار شد. ابتدا رئیس اداره ارشاد اسلامی شهرستان گنبد آقای داورزنی سخنرانی کردند. پس از اجرای موسیقی و قرائت چند شعر از استاد دعوت شد تا برای ایراد سخنرانی تشریف بیاورند. در این سخنرانی استاد به جنبههای گوناگون شخصیت مختومقلی فراغی اشاره کردند و گفتند: مختومقلی هیچ قصدی جز نشر معارف اسلام در شعرسرایی نداشته است. آرمانگرایی بود که میخواست معارف قرآنی را گسترش بدهد. در عصر او شاعرانی بودند که هر کدام هدف و قصدی شاید دنیوی شاید این جهانی داشتند. ولی او متفاوت از همه این شاعران تنها هدفش در همه مصراعها و ابیاتی که برای مردم ترکمن به یادگار گذاشته است جز گسترش حکمت و معارف اسلام و بیان و تبیین نکات عرفانی اسلامی نبوده است. یکی این نکته است در محتواکاوی آثار فراغی که باید مد نظر قرار گیرد و ستون و اصل تحقیق هر پژوهشگر باشد. نکته دیگر که باید به نظر اینجانب در فراغی پژوهی مد نظر باشد نوآوری و دگرگون سازی ادبیات و شعر در عصر خود است به این معنا که ما وقتی تاریخ ادبیات ملل و اقوام را بررسی میکنیم بعضی نخبگان را میبینیم که در کل به هم بسته تاریخ ادبیات ملت خود حرف اول را زدهاند و دگرگون سازی کردهاند. اگر امیر علیشیر نوایی در شعر اوزبک، پوشکین در روسی، شکسپیر، دانته، تاگور و افراد دیگر در اقوام و ملل خود پیدا شدند، فراغی نیز چنین مقصد و چنین نقشی در ادبیات ترکمن ایفا کرده است. سبک، شیوهی بیان و طرز شعر او نشان دهندهی این ادعای من است. از احدی یعنی هیچ شاعری پیش از خود تقلید نکرد. آموخت و آموختههای خود را به کار برد اما دنباله روی هیچ شاعری نشد. تنها به یک مسئله باید دقت کنیم که فراغی زبان شعری خود را از مردم گرفته است. اگر در محتوا از قرآن اخذ قوت و الهام میکرد در بیان، از مردم اخذ قوت و الهام کرد. از کسانی که پیرامونش بودند. از تودههای مردم، از ستمدیدهها، از مظلومان، از همهی آحادی که فراغی از میان آنها ظهور کرده است. شیوهی بیان را با مغلق سرایی- که میتوانست در اثر آشناییاش با زبانهای دیگری که به آن مسلط بود به آن بپردازد- آمیخته نکرد. در این وجه به سبکی بسیار نو که در عصر خودش بدیع و نوظهور و یگانه بود شعر سرود. وقتی سخن از سبک شعری و ادبی میکنیم چه در شعر کلاسیک و چه در عصر حاضر، گاهی قصد ما از تعیین سبک، سبک خاص خود آن شاعر هست. یعنی ویژگییی که وجههی خود شاعر را نشان میدهد. ابتدا میگوییم سبک خراسانی و بعد این سبک عمومی میشود و مجموعهی شاعران دیگر را در بر میگیرد و میگویند فلان شاعر به سبک خراسانی شعر میگوید. فراغی چنین نقشی در ادبیات ترکمن ایفا کرد. در میان همهی شاعرانی که به گویش ترکمنی شعر سرودند، فراغی ممتاز است و شعرای بعد از فراغی همه از او تقلید کردند، دنبالهروی کردند. اما نکتهی سوم اینکه به نظر بنده اشتباه است که ما خیال کنیم ادبیات مکتوب ترکمن سیصد چهارصد سال است شروع شده است ادبیات ترکمنی چه در بخش نظم و چه در نثر پیشینهای سه هزار ساله دارد. ترکمنها صاحب و مالک پیشینهی فرهنگی همه آثار فرهنگی هستند که به گویشهای مختلف ترکی سروده شده است. از کتیبههای اورخون گرفته تا منظومههای 250 هزار بیتی مناس و حماسههای دده قورقود و آلب ارتونقا و کلیهی اسطورهها که در دنیای میتولوژیک ترکی آفریده شده، همگی از آن مردم ترکمن است. این گونه نیست که اگر زمینهی ادبی چندین صد ساله وجود نداشت فراغی پیدا میشد. فراغی ابتدا به ساکن زاده نشده بلکه در زمینهی وسیع و گسترده، دیرسال و کهن سالی به اسم میراث فرهنگی و ادبی ترکی- ترکمنی آفریده شده است و خود نیز به همهی گویشهای ترکی غیر ترکمنی نیز تسلط داشت. از فضولی سخن گفته، از سید عمادالدین نسیمی حرف زده است. شیخ خیوه در مناظره با مختومقلی از او میپرسد: اول نمهدیر یئمهدیلر دویدولار اول نمهدیر قیامته قویدولار اول کیمدیر کی دابانیندان سویدولار شاعر اولسان بونا جواب وئرگیلن.
مختومقلی در پاسخ میگوید: نسیمینی دابانیندان سویدولار بیزدن سلام اولسون، جواب شؤیلهدیر.
و از بسیاری از شعرایی که در گویش شناسی ترکی آن را داخل گویش ترکمنی نمیکنیم. با خلاقیتهای شعری این شعرا آشنا بوده است. کلیهی آثار فراغی اگر خوب محتواکاوی شود مشخص میشود که او به زبان عمومی ترکی نیز اعتنا داشته و از همه آثار ادبی در کلیه گویشهای ترکی شرقی و ترکی غربی بهره میجسته است. مختومقلی نه تنها در تاریخ شعر ترکمنی بلکه در تاریخ شعر دیگر اقوام و ملل ترک نیز تأثیر گذاشته است. نسخ خطی و بیاضهای آثار مختومقلی در میان قشقائیان، آذریها، مردم آناطولی و آسیای صغیر، در بین قرقیزها، اوزبکها و همه بوده و هست و شعرای بعد از فراغی در میان تمامی این اقوام از او اخذ قوت و الهام کردهاند.
پس از پایان سخنرانی، هیئت رئیسه در میان تشویق و ابراز احساسات مردم حاضر در سالن پس از اهدای لوح یادبود، مراسم لباس پوشان خود را انجام دادند که طی آن لباس مخصوص مردان ترکمن را بر قامت استاد پوشاندند و این کار همراه با ابراز احساسات فراوان تماشاچیان روبرو شد. در آن روز به یادماندنی عده کثیری از علاقهمندان و مشتاقان از پیر و جوان در سالن حضور داشتند به نحوی که بعضی ایستاده بودند. طبقه بالای سالن به خانمها و طبقه پایین به آقایان اختصاص داده شده بود. تعدد برنامهها باعث شد که برنامه تا ساعت 8 شب به طول انجامد. برنامهها متنوع بود. از شعرخوانی و سخنرانی تا اجرای موسیقی اصیل ترکمنی و رقص خنجر را شامل میشد. حال و هوای خاصی حاکم بود. همه با همدیگر مهربان و صمیمی بودند گویی که روحیه بشردوستانه مختومقلی فراغی در آنجا حلول کرده بود و نگاهها را گرم و محبت آمیز میکرد. گروههای مختلف موسیقی که با لباسهای اصیل ترکمنی و کلاههای زیبا و مخصوصشان از زن و مرد میآمدند و با دل و جان به اجرا میپرداختند دل هر بینندهای را از این دنیای صنعتی معاصر بیرون میبرد. دل و جان میرفت تا آنجا که نغمه تمام میشد ناگهان رجعت میکردی. پس از این روز باشکوه و به یادماندنی اعضای برگزار کننده مراسم از جمله رئیس انجمن ادبی میراث آقای منصور طبری استاد را به همراه دیگر اساتید که از شهرها و کشورهای مجاور آمده بودند برای صرف شام مشایعت کردند. از جمله مهمترین وقایع این سفر، ابتکار استاد برای نگارش یک سفرنامه بود. از زمانی که استاد وارد گنبد شدند دفترچهای به همراه داشتند و وقایع و دیدارها را در آن ثبت میکردند. تصمیم داشتند درباره این سفر، شاعران، اندیشمندان و بزرگان ترکمن کتابی بنویسند. از این روی هر جا با اهالی ادبیات دیدار میکردند به نگارش این سفرنامه مشغول میشدند. در روز چهارشنبه 29 اردیبهشت استاد پیش از ظهر با تنی چند از نویسندگان و اصحاب اندیشه از جمله استاد بدخشان و استاد عنصری ملاقات کردند. از آنجا که مراسم نکوداشت مختومقلی فراغی شهر به شهر برگزار میشود، بعد از ظهر نیز به شهر بندر ترکمن رفتند. این مراسم در فضای باز و در حاشیه یکی از میادین شهر برگزار میشد. نکته جالب توجه این بود که همه مردم شهر و خیابان در این مراسم شرکت داشتند. باز گروههای مختلف به اجرای موسیقی، شعر و سخنرانی پرداختند. از استاد نیز دعوت شد تا سخنرانی کنند. ایشان نیز ضمن صحبت درباره مختومقلی فراغی، از معاضدت مسئولین محلی برای اجرای چنین مراسمی تشکر و این همکاری و همیاری مردم و مسئولین را کم نظیر توصیف کردند. روز پنجشنبه 30 اردیبهشت، استاد پیش از ظهر باز با تعدادی از اهالی قلم شهر گنبد دیدار کردند و به یادداشت برداری مشغول شدند. بعد از ظهر نیز به همراه آقای طبری جهت شرکت در مراسم نهایی یادبود مختومقلی فراغی به سوی مزار این عارف و شاعر گرانقدر رهسپار شدند. حدود 120 کیلومتر از شهر گنبد به سوی مرز حرکت کردیم تا به مزار شاعر رسیدیم. مزاری با شکوه و مرتفع که از فاصلهی دور چون ستونی استوار به چشم میآمد. مردم دسته دسته به سوی این مکان سرازیر بودند. آرامگاه در میان فضایی باز و دشت قرار داشت. هیچ ساختمان و ساخت و ساز دیگری در اطرافش نبود بلکه فقط و فقط مختومقلی در آن میان دیده میشد، تنها و در خلوت نشسته به دور از اغیار. هنگام غروب به آنجا رسیدیم. توسط عزیزان ترکمن چادری برپا کردیم و وسایل را درون آن قرار دادیم. بر روی تپهها و برجستگیهای کوچک و بزرگ اطراف مزار مردم دسته دسته چادر زده بودند و زنها و بچهها نیز هر کدام به کاری مشغول. در این روز باشکوه چندین هزار نفر در صحرا دیده میشدند. استاد باز به توسط آقای منصور طبری در میان اهالی قلم ترکمن صحرا میگشت و با ایشان گفتگو میکرد. یکی از مواردی که در این سفر بسیار مشهود بود، اشتهار استاد در نزد ایشان به سبب ترجمه کتاب دیوان لغات الترک بود. استاد همچنان مشغول نگارش سفرنامه و یادداشت برداری بودند. هر کدام از مردم ترکمن که استاد را میشناختند به گرمی و تواضع از ایشان قدردانی میکردند. استاد عصر هنگام به زیارت مزار مختومقلی رفتند و بر سر مزار مختومقلی و پدر بزرگوارش فاتحه خواندند. بالاخره شب شد. در فضایی باز نورافکنها را روشن کردند. سن آماده بود. چند هزار نفر از مردم مشغول تماشای این برنامه بودند. گروههای مختلف موسیقی روی صحنه میرفتند و شعرهای مختومقلی را با سبک و سیاق مخصوص میخواندند. باز از استاد درخواست شد تا سخنرانی کنند. به خاطر حال و هوای مخصوص آنجا، استاد چند جمله کوتاه به زبان ترکی صحبت کردند و سخن را پایان دادند. استاد چادر به چادر میگشت و با مردم فرهنگ دوست ترکمن دیدار و گفتگو میکرد. در یکی از چادرهای بزرگ، برنامههای ادبی و موسیقی اجرا میشد. آنجا نیز استاد صحبت کردند. تا ساعت 3 و 4 صبح مردم در تحرک و جنب و جوش بودند. کسی آرام و قرار نداشت، زیرا که عشق خستگی ناپذیر است. استاد نیز یکپارچه شور و اشتیاق بود و خستگی نمیشناخت. با وجودی که 65 سال از سنشان میگذرد ولی همچون غزالی تیزپا در میان بیشهی علم و ادب گشت و گذار میکردند. ساعت 4 صبح بالاخره سکوت صحرا را فرا گرفت و مردم کمی خوابیدند. از ساعت 6 صبح باز جنب و جوش آغاز شد. استاد نیز دوباره به فعالیت ادامه داد. با مردم با صفا که هر کدام ایشان را دعوت میکردند، صبحانه خورد. ساعت 9 صبح مراسم رسمی از سوی مسئولین برگزار میشد. بالاخره ساعت 10 مسئولین آمدند. رئیس دفتر ریاست جمهوری آقای مشایی، استاندار گرگان، شهردار، رئیس ارشاد و . . . از کشور ترکمنستان نیز چند اتوبوس مهمان آمده بودند. در این مراسم که با اجرای موسیقی ترکمنی آغاز شد، آقای مشایی قول دادند که با تأمین اعتبار به میزان یک میلیارد تومان برای کمک به ساخت و ساز فضای اطراف مزار همکاری کنند. در کنار مزار یک ساخت و ساز مسقف بنا شده بود تا شرکت کنندگان در مراسم از گرمای آفتاب عالمتاب در امان باشند. خود مزار نیز تمیز و زیبا ساخته شده بود. ولی مابقی خاک بود و بیابان. برای این تعداد شرکت کننده فقط هشت سرویس بهداشتی وجود داشت. گرد و غبار و خاک نیز به طور دایم همراه با نسیم وارد ریه میشد. تمام مدت شب، از جلوی نورافکنها گرد و غبارها رقصان رقصان در حرکت بودند. آن مجموعه واقعا کاستیهای زیادی برای پذیرایی از مردم فرهنگ دوست و شیفتگان مختومقلی فراغی داشت اما شور و شوق مردم بر تمامی این کاستیها غلبه میکرد. نهایتا سفر استاد در روز 30 اردیبهشت پایان یافت و ایشان در میان نوازشها و محبتهای مردم گنبد به سوی تهران بازگشتند.
+
نوشته شده در یکشنبه هفدهم مرداد 1389ساعت 2:33 توسط ذوقی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
با سلام و عرض احترام حضور گل دوستان عزیز راستش میخواستم یه چیزی تو مایههای سفرنامه بنویسم آما ... امان از دست تنبلی و بهانههای بسیارش! نه ایسه کؤنلونوز ایستهدیگی قدر شکیل
چکمیشم آنجاق بو سارسیدیجی اینترنت سورعتیله نئچهسینی آپلود ائدیب سیزه
تقدیم ائدهجهییمی بیلمیرم. بو شکیللریده تورک دونیاسی وبلاگینین
آپلود ائتدیگیم بیرجه شکیله لینک وئریب منی اوتاندیردیغیندان دولایی
غئیرته گلیب سیزه تقدیم ائدیرم. همه این عکسهای آق توقای مربوط به روز پیش از مراسم رسمی است. بعد از ظهر روز چهارشنبه 29 اردیبهشت 1289. بندر ترکمن. برافراشتن «اوبه» ترکمنی -------------------------------------------------------------------------------
هامی گلمیشدی. کیمیسی آرابایلا، کیمیسی موتورلا ...
بو ایکی تورکمن اوشاغی دا، قیرمیزی آتلاریلا...
-------------------------------------------------------------------------------
![]() سنت و مدرنیتهی ترکمن، پابهپای هم... نمای مدرن مزار حضرت مختومقلی فراغی و پدرش دولتمحمد آزادی، شکفته بر فراز اوبهی ترکمنیداخل این چادر میتونستی لباس ترکمنی بپوشی و عکس یادگاری بگیری.
------------------------------------------------------------------------------- ![]() بو دا بیر سین داشی، اتفاقی شکیل چکدیم سونرا گلندن سونرا گؤردوم کی یازیسی تورکجهدیر! شکر آلدیق بال چیخدی. سین داشینین یازیسینین متنی: <آرامگاه قوچقلی آبدادیان غزاوی دُردی قلینینگ اوغلی آیرلان گونی 29/3/1370 40 یاشلیقیندا>
-------------------------------------------------------------------------------
![]() دادی داماغیمدان گئتمز...! آق توقای / عصر پنجشنبه 30 اردیبهشت 1389. ------------------------------------------------------------------------------- ![]() روز روشن خدا همه میرفتن سر مزار برای زیارت اما چشمتون روز بد نبینه همین که آفتاب رفت، چراغهای مزار هم خاموش ماند! شب تولد شاعر شده بود شام غریبان!
-------------------------------------------------------------------------------
![]()
شب سالگرد گرامیداشت شاعر و شام غریبان ترکمن صحرا! ادامه مطلب
+
نوشته شده در جمعه هفتم خرداد 1389ساعت 23:37 توسط ذوقی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||
|
برنامه بزرگداشت هفته مختومقلی فراغی سال 1389 شمسی
تهیه و استخراج جدول برنامه: مدیریت پایگاه اطلاع رسانی دانشجویان و دانش آموختگان ترکمن ایران
+
نوشته شده در جمعه هفدهم اردیبهشت 1389ساعت 16:38 توسط ذوقی
|
|
||||||||||||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
||||
|
برگرفته از وبلاگ: پرثوهنامه سومین همایش بین المللی تبیین ارا و اندیشه های مختومقلی فراغی از ۲۴ اردیبهشت لغایت۲۵ اردیبهشت در استان گلستان و شهرستان های گنبد و مراوه تپه برگزار می شود ،این همایش بهانه ای شد که به معرفی آرامگاه این عارف و شهیر ترکمن پرداخته شود.مختومقلي فراغي 275سال پيش در روستاي حاجي قوشان از توابع بخش مرکزي گنبدکاووس متولد شد و اشعارش با مضامين اجتماعي، ديني و عرفاني سروده شده و مردم ترکمن علاقه خاصي به اشعار اين شاعر و عارف نامي دارند. آرامگاه مختومقلی فراغی: "بیلمان سوران لر آیدینگ بو غریب آدامز اصلی گر گوز یوردی اترک آدی مختو مقلی دور " ترجمه: «کسانی که که نمیدانند(نمیشناسند)بگویید این مرد غریب، اصل ونژاد ش گر کز بوده و نامش در منطقه اترک مختومقلی است.» در شمال شرقی استان گلستان ،در شمال رودخانه اترک وازغرب مراوه تپه ،در محلی به نام «آق تقای Agh toghei یا آق تقه agh toghgheh » (به معنای دشت سفید) و بین بخش مراوه تپه ودهستان کرند از توابع شهرستان کلاله و در مجاورت یک قبرستان قدیمی وتاریخی _فرهنگی ، بنای یادمان وآرامگاه بزرگترین شاعر وعارف نامی تر کمن ویکی از مفاخر فرهنگی کشورمان قرار دارد . برای رسیدن به این آرامگاه دو مسیر وجود دارد .الف) از شهرستان گنبد (که در جنوب غربی آق تقه است) می توان به آرامگاه مختومقلی واز جاده اینچه برون عزیمت کرد، طول این مسیر155کیلومتر می باشد . ب)از شهرستان کلاله می توان به آرامگاه مختومقلی رسید .که بایستی ابتدا شهر کلاله وسپس بخش مراوه تپه را پشت سر گذاشت.طول این مسیر 130کیلومتر است. فاصله آرامگاه مختومقلی تا شهر مراوه تپه 35کیلومتر می باشد.آرامگاه مختومقلی دارای مختصات طول جغرافیایی7/39-39-55ودر عرض جغرافیایی1/55-55-37است.و124متر از سطح دریا وآب های آزاد جهان ارتفاع دارد. آرامگاه مختومقلی وپدرش دولت محمد آزادی تا پیش از انقلاب اسلامی بسیارساده ومحقرو منحصر به دو قبرساده وسیمانی بود. .بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ونیز با گسترش روابط ایران و ترکمنستان و بازگشایی خطوط ارتباطی،اجتماع بزرگی با شرکت ترکمن های ایرانی و70شخصیت جمهوری ترکمنستان در خرداد ماه 1370در محل آرامگاه مختومقلی به منا سبت «ایام مختومقلی »برگزار گردید.وطی آن برای احداث آرامگاه مناسب ودر خورشان او تصمیم گیری شد. با استان شدن گلستان از اردیبهشت1378باشرکت رئیس جمهور ترکمنستان به همراه کا بینه ی وزیران و وزیر فرهنگی و ارشاد اسلامی ایران ودر ده ها شخصیت کشوری ومحلی مراسم گشایش آرامگاه مختومقلی صورت پذیرفت.واز آن سال در ایران به موازات ترکمنستان هفته ی مختومقلی در شهرهای ترکمن نشین برگزار گردیده است . در بهار سال1385برای اولین بار بزرگداشت و همایش باشکوهی برای این شاعر توانای ترکمن در محل آرامگاه او برگزار گردید.دراین همایش یکی از خواسته های برگزار کنندگان این بود،که آرامگاه او ویادمان با شکوهی ودر شان شاعر فرهیخته ترکمن ساخته شود. از این رو درفضای باز کرسی مانندی به ابعاد 24متر،آرامگاه مختومقلی ساخته شده ،که ارتفاع آن از سطح زمین در حدود1 متر است.در میان این کرسی دو قبر می باشد ،که بالای هر دوی آنها به شکل گهواره ایی است،ودر چهار جهت این دو قبر، باغچه های کوچکی است،ودر آنها گلهای معمولی نظیرشمعدانی کاشته اند.این دو قبر یکی قبر مختومقلی فراغی ودر دیگری قبر پدرش ــ دولت محمد آزادی ــ است . یک زائر سرا و سرویس های بهداشتی از دیگر ملحقات این مزار است . این شکل آرامگاه برای علاقمندان به مختومقلی وبرگزار کنندگان همایش از یک سومطلوب نبود ،واز سوی دیگردرشان شاعر بزرگی چون مختومقلی نبود .از این رو در همایش سال 80به بعد به تصویب رسید ،که بنای یادمان با شکوهی برای مختومقلی ساخته شود .و مزار وی نیز ساماندهی و محوطه سازی گردد.لذا مطالعات تکمیلی وامکان سنجی و بازنگری پروژه مجموعه فرهنگی –تاریخی و توریستی مختومقلی در روستای آق تقه آغاز شد،و آرامگاه مختومقلی احداث گردید : طرح احداث گنبد و محوطه سازی آرامگاه مختومقلی فراغی در زمینی به مساحت 10هکتار با در نظر گرفتن معیار و الگوی معماری اسلامی وبا استفاده از فرهنگ و زندگی سنتی ترکمن ها با مصالح بتون مسلح طراحی و ساخته شده است. بنا در دل طبیعت دور افتاده ای که فقط تپه ماهور های کم ارتفاع آنرا در حصار خود گرفته و اصولأ جز ایام بهار ،عاری از هرگونه سبزی و طراوت طبیعی است .قرار دارد . سبک و طرح نقشه آرامگاه آمیزه ای از گل وحشی و آلاچیق ترکمن است .که در سطح دشت گرگان در فصل بهار جلوه و شکوفایی خاصی به بیننده القاء می کند . سقف مرکزی آن به شکل گنبد وسر پناه آن برداشتی از تواضع آلا چیق ترکمن و معماری با شکوه اسلامی است .در زیر این آرامگاه رفیع بر سکویی به ارتفاع 10متر به ابعاد 30*30متر قبر مختومقلی فراغی وپدرش دولت محمد آزادی قرار دارد . اخیرأ یک سکو نیز برای مراجعین ،میهمانان و برگذار کنندگان همایش در قسمت جنوب غربی ساخته شده است .
برگرفته از وبلاگ: پرثوهنامه
+
نوشته شده در شنبه ششم تیر 1388ساعت 0:30 توسط ذوقی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
|||||
|
برنامه مراسم های بزرگداشت 276 مین سالگرد تولد مختومقلی فراغی
برنامه مراسم را از وبسایت دانشجویان تورکمن گرفتهام. این هم تصویری از دوستداران فراغی در روسیه که از آق توقای دورند اما با تقدیم گل به پیشگاه تندیس فراغی ادای احترام میکنند.
MAGTYMGULY PYRAGY TURKMEN POET'S STATUE IN EDEL'BAY (RUSSIA)
+
نوشته شده در جمعه بیست و هشتم فروردین 1388ساعت 16:9 توسط ذوقی
|
|
||||||
|
||||||
|
|
|
||||
|
در گشت و گذاری میان وبلاگهای ترکی، طبق معمول سراغ وبلاگهای ترکمنی نیز رفتم و این بار در وبلاگ نویسنده خوب تورکمن، جناب دکتر عبدالرحمن دیهجی باز چند نوشته خواندنی یافتم.
کار جالبی که این بار جناب دکتر دیهجی در وبلاگ خود قرار داده متن و صوت شعرهایی از دو شاعر معاصر تورکمن یعنی مرحوم آراز محمد و مرحوم قربان گلدی آهونبر است. دو شعر از سه شعر ارائه شده از استاد قربان گلدی آهونبر درباره شاعر بزرگ تورکمن مختومقلی فراغی است که همراه متن با صدای گرم و رسای و دلنشین جناب دکتر دیهجی قرائت شده است. من که دانلود کردم و دارم گوش میدهم و لذت میبرم. شما را هم به خواندن و شنیدنش دعوت میکنم.
لینک صداها: شعر مرحوم قربان گلدی آهونبر با صدای دکتر دیهجی:
برای شنیدن اشعار لطفا کلیک کنید دو شعر از مرحوم آراز محمد با صدای دکتر دیهجی: برای شنیدن اشعار لطفا کلیک کنید
راستی شباهت اسم مرحوم آراز محمد به شاعر معاصر جمهوری آذربایجانی مرحوم محمد آراز جالب توجه است. البته یکی محمد آراز و دیگری آراز محمد است. یکی در جنوب شرقی و دیگری در جنوب غربی دریای خزر زادند اما هر دو برای ترکان (آذری و تورکمن) سرودند. روانشان شاد باد! فراموش نفرمائید که برای خواندن متن شعرها و بیوگرافی دو شاعر تورکمن به وبلاگ جناب دکتر دیهجی سر بزنید!
+
نوشته شده در سه شنبه هجدهم فروردین 1388ساعت 5:43 توسط ذوقی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
نوشته: وحید طلعت
اؤن سوز(مقدمه): مختومقولو فراغی؛ تورک ادبیاتینین بویوک عاریفی کلاسیک تورک ادبیاتینا بیر یئنی باخیشمیز اولورسا، مختومقولو آدلی تورکمن شاعیرینین دوشونجهسی و باخیشی زیروه ده دایانمیب. بو ادبیاتین زیروه سینده بئله بیر بویوک عاریف و شاعیرین دایانماغی اؤنملیدیر. علیشیر نوایی، فضولی بغدادی و … اولان ادبیاتین دوشونجهلی ، آنلی آچیق و اؤز زامانیندان آرتیقراق فیکیرلهشن مختومقولوسودا اولا بیلمهلیدیر. مختومقولو یالنیز تورکوستان شاعیری دییل، بو گؤن اونون دوشونجهلری و دویدوغو آنلار و یازدیغی اثرلر تورک دونیاسینین و ها بئله اسلام دونیاسینین باشا باشیندا یاییلیبدیر و عینی زاماندا بو عاریف چوخلو گنج باخیشلار اؤزونه ساری معطوف ائده بیلمیشدیر. تورکمن چولونده 266 ایل بوندان اول یاشایان مختومقولو فراغینین اساس سوزو اینسانلیقدیر، او بیر سنی مذهب اولاراق علی(ع) و فاطمه(ص)نی چوخلو شیعی شاعیرلردن آرتیقراق تانمیمیشدیر.
مقدمه: (از مختومقلی فراغی میتوان به عنوان بزرگترین عارفان ادبیات ترکی نام برد)
حدود سه قرن از تولد شعرهای مختومقلی فراغی می گذرد و روز به روز بر عاشقان شعر و تفکر او افزوده می شود. مختومقلی نابغه شعر ترکمنی در ترکمن صحرابه دنیا آمده است (سال ۱۱۵۳ هجری قمری (۲۶۵ سال پیش) در روستای حاجی قوشان گنبدکاووس) ، پنجاه و هفت سال زندگی کرده است، زبانهای فارسی و عربی را نزد پدر خود دولتمحمد آزادی(که از بزرگان شعر و ادبیات ترکمنی است) آموخته و آثار ماندگاری در شعر و ادبیات ترکمنی از خود به جا گذاشته است. خدمات مختومقلی به زبان ترکمنی را میتوانیم همپای فردوسی در زبان فارسی بدانیم . زنده کردن زبانی که شاید کمتر نوشته یی در آن در آن روزگار بوده ، به گفته پروفسور سلطان شاه نیازف ؛ نام ترکمن با نام او در جهان متجلی می شود او پدر شعر ترکمن است ، او از بزرگان شعر و ادبیات ترکی جهان می باشد مختومقلی شاعر تمام مردم جهان و مظهری از آمال و آرزوهای مردم شرق است مختومقلی در بهترین مدارس زمان خود تحصیل کرده به زبانهای فارسی ، عربی و ترکی تسلط دارد و از همین رو شاهکارهای زبان ترکمنی را خلق کرده است . دیوان مختومقلی و شعرهای او از بی نظیر ترین آثار زبان ترکی است که با کمی دقت برای بیشتر ترک زبانان قابل استفاده و دریافت عمیق است تفکری بزرگ و اندیشه یی بکر که او را در میان نویسندگان ترک ممتاز میکند شاید به همین خاطر است که ناظم حکمت او را می ستاید: ناظم حکمت : ” مختومقلی ” شاعر من نیز هست . زبان او زبان من نیز هست. من چیزهای زیادی از مختومقلی می آموزم. او استاد من نیز هست . بین چیزهایی که او آموخته ، می خواهم مخصوصا بر روی یکی تأکید نمایم و آن مبارزه برای آزادی مردمش است .
ادامه مطلب
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم آبان 1387ساعت 2:20 توسط ذوقی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||||||||||||
|
برنامه های مراسم بزرگداشت مختومقلی فراغی در ترکمن صحرا و دیگر نقاط جهان (برگرفته از سایت دانشآموختگان تورکمن)
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 3:27 توسط ذوقی
|
|
|||||||||||||||
|
|||||||||||||||
|
|
|
||||
|
تاریخ ارزشمند مختومقلی و دستنوشته هایش دکتر یوسف آزمون ترجمه مختصر سخنرانی دکتر یوسف آزمون در دانشگاه کالیفرنیا، لس آنجلس و کنفرانس «لیک اروهد» درباره ی میراث فرهنگی آسیای مرکزی در ماه اکتبر. مترجم: دکتر رحمت قاضیانی مدت زیادی نیست مختومقلی، که اشعار او در بین مردمان آسیای مرکزی به عنوان اشعار مقدس و آسمانی شناخته می شود، در ترکمنستان و اتحاد جماهیر شوروی سابق مورد توجه قرار گرفته است و آنرا مدیون چاپ مجموعه های آثارش به زبانهای ترکی، فرانسوی، فارسی و انگلیسی می باشد. نخستین ترجمه ی گزیده ی اشعار مختومقلی توسط وامبری کاشف و عالم مجارستان در سال ۱٨٧٩ ، تصویری اشتباهی از شاعر ترسیم نمود که عمدتاً ناشی از کاربرد نسخه ی ناقص از مختومقلی بود، این حقیقت که او زبان ترکمنی را بطور کامل نمی دانست، خود سبب اشتباهات زیادی در متن و ترجمه شده است. اشتباهات آن زمانی، که همان متن توسط آقای سید محسن فانی و حسین کاظم قدری مورد استناد قرار گرفت، مضاعف گردید. او در سال ۱٩٢٤ خوانندگان را به درک غیر واقعی از اشعار مختومقلی سوق داد. برگرفته از وبلاگ: ترکهای خراسان ادامه مطلب
+
نوشته شده در جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 4:35 توسط ذوقی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
هر چند کمی دیر شده اما «ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازه است» بلی سالروز ولادت حضرت رسول صلی الله علیه و آله گذشت و هفته گرامی وحدت سپری شد و شعر گؤرجک رسول در دسکتاپ مانیتور منتظر آپدیت کردن وبلاگ ماند. تا اینکه حالا می خوام با اجازه تون در وبلاگ قرار بدهم. این روزها دیوان صوتی مختومقلی فراغی رو گوش می دهم . خوب دکلمه شده اند. دستشون درد نکنه، برای من که خیلی جالب و کارآمد. من که شعرهای مختومقلی رو کتابتی یاد گرفته بودم اینک می توانم با صدای ترکمنی بارها و بارها گوش کنم و ساختمان آوایی زبان ترکمنی رو با ذهن و گوشم آشنا سازم. حواستون که هست، کم کم روزهای بزرگداشت حضرت مختومقلی فراغی قدس الله روحه هم دارد از راه می رسد و بار دیگر آق توقای چشم در راه موج میهمانان سالانه خویش است. باز جاده های مراوه تپه شاهد اشتیاق ماشین سوارها و تک تازی موتورسواران خواهد بود. بار دیگر ترکمنها شکوه اتحاد را در سالیاد مختومقلی به نمایش خواهند گذاشت. امسال هم که سال اتحاد و انسجام است. دیگه بیخودی نوشته را طولانی نکنم، این شما و این هم شعر گؤرجک رسول! بفرمایید و حال و هوایی تازه کنید. گؤرجك رسول
دوشدو بير خوشلوق جهانا نصرتين گؤرجك رسول
سرنگون اولدو صنملر لُمعَتين گؤرجك رسول
كل عالم ائتدي اقرار سنّتين گؤرجك رسول
راه ظلمت اولدو روشن آيتين گؤرجك رسول
تاپدي دوزخدن آمان كيم صحبتين گؤرجك رسول
سن كي گلدين دنيايا بتلار اولوندو سرنگون
آرتدي اسلام شهرتي كافرلر اولدولار زبون
هم ابوبكر و عمر، عثمان و حيدر رهنمون
اولدو كافر ضد سنه اسم قربن مؤمنون
ايكي دنيا اولدو خوشنود رحمتين گؤرجك رسول
حرمت ايله حق سلام وئرهن صفيالله کیمی
عالمي غرق ائيلهين نوح نبيالله کیمی
گؤيده گونه يار اولان عيساي روحالله کیمی
نئچه مين پيغمبر اول موسي كليمالله کیمی
قالديلار حيراندا «لولاك» خلقتين گؤرجك رسول
اول شب معراج خبر يئتجك سنه معشوقدن
عرش و فرش اولموش تجلّي چون منيم تك شوقدن
بو مقرّبلر بسي با بهرهدير بو ذوقدن
هم بساط قرب اوزه واردين اوتوردون فوقدن
قويدو ديش بارماقه اونلار قربتين گؤرجك رسول
دور سابقده اؤتنلر وار جمالين چون أنين
گردشي شايسته قالان معتقدديرلر يقين
قوللوغوندا گون خجالت ايچره قالميش هم زمين
هم فلك اوزره ملكلر دئديلر صد آفرين
بو مقام اعلی ايله بو همّتين گؤرجك رسول
حمدينه ديللر قصوردور عرش و فرشلر آغلادي
بيدهان و بيزبان اوتلار آغاجلار آغلادي
اشکآبين جوشدوروب بو داغ و داشلار آغلادي
يئددي گون كعبه داشيندا قورد ـ قوشلار آغلادي
آيديار مختومقولو بو فرقتين گؤرجك رسول
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386ساعت 3:19 توسط ذوقی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
اولين كنگره بين المللي تببين انديشههاي شاعر شهير تركمن مختومقلي فراغي
اولين كنگره بين المللي تببين انديشههاي شاعر شهير تركمن مختومقلي فراغي به همت اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي و با همكاري استانداري گلستان برگزار ميشود. از عموم علامندان دعوت مي شود، آثار خود را با ذكر مشخصات كامل فردي (تحصيلي، شغلي، نشاني پستي، شماره تلفن جهت تماس ضروري) در موضوعات ذيل به دبير خانه كنگره ارسال دارند. موضوعات آثار: ديني: - مختومقلي و قرآن - مختومقلي و سره نبوي - مختومقلي و پيامبر اعظم (ص) - مختومقلي و اهل بيت (ع) - توحيد و وحدانيت - غيرت ديني - علم و ايمان - و… اجتماعي : - وحدت ملي - اتحاد اسلامي - ظلم ستيزي - عدالت طلبي - و… اخلاقي: - عرفان و معنويت - تهذيب نفس - مهرورزي - جلوههاي امر به معروف - و… ادبيات: - امثال و حكم - طبيعت گرايي - اشعار غنايي - هنر و زيبايي - اشعار حماسي - و… مختوم قلي در آئينه شعر و شاعران شرايط پذيرش آثار: 1_ مقالات در 10 صفحه «به زبان فارسي» A4 تايپ شده باشد. 2_ آثار ارسالي ميبايست جديد بوده بوده و در هيچ كنگره ديگري شركت نكرده باشد. 3_ آخرين مهلت ارسال آثار 10/2/1386 زمان كنگره: 25 لغايت 27 ارديبهشت ماه 1386 مكان برگزاري: تالار گرگان – تالار گنبد - مزار مختومقلي فراغي آدرس دبير خانه كنگره: گلستان: گرگان – تالار فخر الدين اسعد گرگاني- معاونت هنري اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان گلستان تلفن تماس:2-2251321-0171 نمابر: 2251324 برگرفته از سایت دانشجویان و دانش آموختگان ترکمن
اولين سمينار زبان و ادبيات تركي و تركمني در شهر گنبد كاوس سؤزلار مختومقلي ديلي تركمنينگ انجمن شعر و ادب تركمني ميراث گنبد و هفته نامه صحرا با همكاري اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي شهرستان گنبد كاوس در نظر دارند، اولين سمينار زبان و ادبيات تركي و تركمني را طي مراسمي با شكوه برگزار نمايند. درا ين مراسم علاوه بر مقالات پژوهشي درباره زبان و ادبيات تركي و تركمني، شعرا و هنرمندان موسيقي تركمني و آذري به اجراي برنامه خواهند پرداخت. از عموم علاقمندان به ادبيات تركي و تركمني جهت شركت در اين مراسم دعوت به عمل مي آيد. زمان: روز جمعه 24 فروردين 1386 در دو قسمت: صبح از ساعت 9 و بعد از ظهر از ساعت 16 مكان: شهرستان گنبد كاوس، بلوار دانشجو، خيابان هنر(پشت پيام نور) مجتمع فرهنگي هنري اداره فرهنگ ارشاد اسلامي گنبد
اوغوز بایرامینیز قوتلو اولسون دئیه یئنی ایلده سیزه اوغورلار و باشاریلاری دیلهییرهم!
+
نوشته شده در دوشنبه سیزدهم فروردین 1386ساعت 6:25 توسط ذوقی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
باسلامی دیرگاه و دوباره! بله بالاخره رویاهایم به واقعیت پیوست و توانستم توفیق شرکت در مراسم بزرگداشت مختومقلی فراغی را بیابم. اینک می خواهم شما را با خود به میان ترکمنان نجیب ببرم و در ترکمنصحرا بگردانم!... تورکمن بندرینه دوغرو! دان سؤکولوردو، قارانليق داغلارين قوينوندان تؤکولوردو، سرينليک جانا سينيردي، دؤشه دؤشهنيردي، قارامان هوندور داغلارين گؤودهسي گؤرونوردو، ال ـ اوزوموزو «آب اسک»ين سويوندا يودوق، ائرته نامازيميزي قيلديق، چاي ـ چؤرک يئديک، يولداشيم سيگارئتيني ياخيب ايچدي، باشينا بوداقلي ـ يارپاقلي بير چارغات چالان قيزدا آداقليسيلا دانيشيب گولوشوردو. دئمک بونلارين هاميسي سحرين سرين هاواسيندا ياپيشيردي.اوجا داغلارين قوجاغيندا چکيلن اوز آشاغي يولون اوزهرينده آراباميز اوزوردو، اوزوناسينا دؤنه ـ دؤنه درهلرين بوجاغيني گزيردي، بولانا ـ بولانا آشاغيدا درين درهنين ديبينده آخان چايلا ياناشي قوووشوردو، هاوا داها آيدينلاشيردي، او تايدا داش قايالي اوجا سيلديريم داغلارين اتگينده يئرلشن بير کند گؤرونوردو، «شنگلده» آدلانان يام ياشيل خوش تيکينتيلي کندين چيراغلاري يانيردي. کندين باشيندا بير درهنين باغريندان شير آتان سو کيمي کندين چيراغلاريدا ساچيردي. يول قيراغينا آغاجلار تيکيلميشدي، درهني مئشهليک بوروموشدو، يول اوزونو يول ـ چاي آراسي اوزون اوزون اووخورلار بوتوندن تؤکولموشدو، «قيزيلآلا» باليغي بئجريش يئريلري يارانميشدي. گئت گئده داغلار آلچالير، درهلر ايسه گئنيشلهنيردي. مئشهلي داغلار قيرخيلميش، يئرينه آرپا ـ بوغدا و باشقا اکينهجکلر اکيلميشدي. داغلار داها آلچاليردي، دوزنليکلر چوخاليردي. گونش ساچاغلاريني يئره سرميشدي، گؤز ايشلرکن چلتيک اکيلميشدي. شهرلري دايانمادان بير به بير اؤتدوک. بابل، بهشهر، ساري و ... سوندا «کردکوي» آدلانان کوردسوز بير يوردا يئتديک و اورادان سولا دؤنرکن «تورکمن بندر»ينه يوللانديق. تورکمن چؤلونه دؤنرکن چؤلدهييشيلدي، يولداشيم آقاي بيات دئيهرکن: «طبيعت بام ـ باشقا اولدو.» چلتيک يئرينه قيزيل تئللي بوغداليقلار يول قيراغينا سريلميشدي. تورکمن بندرينه وارديقدا گؤزوم حضرت مختومقولو آدينا آدلانان بير اوخول تابلوسونا ساتاشدي. بوراسي خزر دنيزينين گونئي دوغو قيراغلاري، تورک يوردو «بندرترکمن» شهريدير. گوللو يارپاقلي اوزون چارغاتلي قادينلار گئييميندن اوخونولوردو. شهر گئنيشليله بير اوجسوز بوجاغسيز دوزه نليک اورتاسيندا تيکيلميشدي. بندر تورکمنده بير آيريج باشيندا خوناخاميزلا قرارلاشميشديق تزهجه اورايا وارميشديق کی خیابانین او تاييندان بير اوجا بوي ايگيد تانيشليق وئرهرک بيزه دوغرو گلدي؛ گؤروشوب اؤپوشودوکدن سونرا دانيشا ـ دانيشا بيزي اؤز ائوينه آپاردي. ائرتهکن چاي ـ چؤرهک يئميشديک آنجاق دوستوموز سوفراني سردي و سوت، پيشمه، قايقاناق و ... قاينالتي گتيردي. ساجسيز تئلويزيون تورکمنستانيندا کاناللاريني آليردي. قاينالتيدان سونرا اوستاد مشهدقلی قيزيل جنابلاريلا گؤروشمک اوچون ائشيگه چيخديق، بير تاکسييا مينديک، يول قيراغيندا بير سيرا قيزلاري گؤردوک کي تورکمن لچکلري يئرينه «قارا مانتوـ مقنعه» گئيمشديلر. ساچلاري مقنعهلردن ائشيگه ساچميشدي. دئديک بو قيزلار هاردان گلميشلر، بورالاردا فارسلاردا ياشاييرلارمي يوخسا باشقا شهرلردن گزمگه گلميشلر؟! سوروجو اوزوموزه باخيب آجيمتيل گولومسهديکدن سونرا بيزدن سوروشدو: اؤزونوز هاردان گليبسيز؟ «صدا و سيما»دان، يوخسا «وزارت ارشاد»دان؟! اونا دئديک کي مختومقولو قورولتايينا گئديريک، قوناغيق، آذربايجانين تورک شهرلرينين بيريسيندن گلميشيک. سوروجو دئدي کي: گؤردوگونوز قيزلار تورکمن قيزلاريديرلار! مدرسهيه گئديرلر، تورکمن پالتارلاريلا قيزلاري مدرسهيه يول وئرميرلر! دئديک: فرقي نهدير؟! تورکمن لچهگينين کي حجابي بو کوله مانتو مقنعهلردن ياخشيدير! سوروجو دوشونهرک دئدي: ائله نئچه ايل بوندان قاباغا کيمي اؤز تورکمن گئييملريميزله مدرسهيه گئديرديلر، ايندي ايسه... نه بيليم!؟ بلکهده بيزي ايستهييرلر آرتيق فارسلارا اوخشاتسينلار. اعتراضدا ائلهديک، قولاق آسماديلار! سوروجونون بو سؤزلري بيزي يامان شاشيردي، يولداشيم سول اليله اؤز باشينا ويردي، دئدي: دئمک بونلار فرانسهنين اوزونو آغارديبلار! فرانسهني قيناييرلار کي اورادا حجاب آزادليغي يوخ، بونلار نه حق ايله تورکمنلرين ايسلامي اؤرتوکلريني دهييشيرلر!؟ سوروجو دوستومون سؤزونو حاقلاياراق دئدي: بيزيم ميلي پالتارلاريميزي آرادان آپاريرلار يئرينه هله ايستهييرلر قوندارما بير «لباس ملي!!» طراحي ائدهلر! سؤزونون آرديني توتاراق دئديم: هر ميلتين اؤزونون ميللي پالتاري وار، تورکمن بؤرکو هئچ واقت کوردون مالي اولانماز، و بير بلوچ هئچ واقت بير کورد شالواريني گئيمز! هانسي ميلتين ميلي پالتاري يوخسا گئديب اؤزونه «لباس ملي» تيکسين، اؤزگهني نييه سويور! قويروغسوز تولکونون حيکايهسيني خاطيرلاييرديم کي قاپيلاري شن بوياقلارا بويانميش بير کوچهيه وارديق. دووارلاريندان چيچکلي بوداغلار بويلانان بير ماوي قاپيني چالديق. قاپي آچيلدي و چرچيوهسي باشينا آسيلميش هيلالي «آت نالي» آلتيندان کئچديک، چيچکلي حيهطين پيللهلريندن چيخيب ائوه گيرديک، دوواردان آسيلميش بير قاليچا تابلوسوندا مختومقولونون هئيکلي دويون ـ دويون توخونموشدو؛ آلني آچيق، ووقارلي، اوجامان باخيشلاريلا هاراسا باخيردي. او بيريسي اوتاغدا دؤشهنميش کيتابلار آراسيندا «اوستاد قيزيل» يازماقدا ايدي. اوتاق تورکمن خالقي صنعتينين اينجه ال ايشلريله بزنيلميشدي. اوچار آتلاري آردالادان (خاطيرلادان) قوتازلي، يئلکنلي توخونتولار ... دويغو دوغوروردو. اوستاد قيزيل بير بنهکلي تورکمن توخونما پاپاغيني باشينا قويموشدو و کيتابلار آراسيندا اوتورموشدو. مختومقولو ديوانينين چئشيدلي چاپلاري اؤنونده ايدي. گؤروشدوکدن سونرا اوستادين اثرلريندن و ايشلريندن سوروشدوق. اوستاد قيزيل آذربايجانجا توکجهسينيده آيدينجا قونوشوردو. اوستادلا تورکمن شاعيرلري و يازارلاري حاقدا دانيشديق. سوندا آخشام چاغي سفره چيخماغا قرارلاشيب ساغاوللاشيب آيريلديق. قاييداندا باليق بازارينادا باش ووردوق. گون اورداتادن دؤرد بئش ساعات کئچيردي کي يوخودان آييليب سفره چيخماغا حاضيرلانديق. گونش اورتادان اؤتوب، خزر دنيزينه دوغرو ياتيردي. آپآيدين بولوتسوز آزاجيق بورکو بير هاوا ايدي. آزيغاميزي و يول ياراقلاريني ماشينا ييغديق و اوستاد قيزيل، آقاي شيخ و جناب بايات بهيلريله بيرليکده قوزئيه دوغرو يولا دوشدوک. «بندر تورکمن»ين ساده خياوانلاريني و اوزون کوچهلريني کئچديک و شهردن چيخديق، گوموش تپهنيده سووشدوق، بير قيزيللي آرپا بوغدالي چؤلده «آلتين توخماق» تپهسينيده گؤردوک، اوغوز اوزانلاري تورکمنجه، استانبولجا و آذربايجانجا اؤتهرهک اؤتوردوک، زمي دنيزينده چکيلن يولون قيراغلاريندا قالغان، قانقال، کنگر، قوجاباشي و آتداق پيتداق يولغون آغاجلاري دوزولموشدو. «آق قلاـ تنگلي» آيريجيندا سولا سوردوک. «اينجهبورون» گمرکي اوزاغلاردا گؤرونوردو، بير اوجا تپه باشيندا «ملاعلي» آدينلي بير زيارتگاه وارايدي. آل گونش افقدا پول کيمي قيزارميشدي، مال ـ داوار سورو ـ ناخيرلاري يول قيراغيندا گؤرونن کندلره گئري قاييديرديلار، يول سايخاش ايدي، بير هاچا ياخينليغيندا «ايست بازرسي» ماشينيميزي ساخلادي. بير مأمور: ـ کجا تشريف ميبرين!؟ ـ صاحب تشريف باشين، ميريم مختومقلي با اجازه! ـ دئيه اوستاد قيزيل جاواب وئردي! ـ بفرماييد! بيرلحظه «بابک قالاسي» يولوندا قورولان ايستبازرسيلر ياديما دوشدو آمما شوکور آللاها خئيره کئچدي. گؤز ايشلرکن چؤل ايدي بايير ايدي، آرا ـ سيرا دوهلر ايسه ياييلماقدا ايديلر. اوستاد قيزيل سانکي تورکمن آتينا مينميش، آراباني باتان گونشه دوغرو اوچوروردو! داشلي بورونا چاتماميش آيريجدان «مراوهتپه»يه دوغرو دؤندوک، ساعات آلتيني اللي دقيقه آخشام چاغلاري ايدي. آلاقارانليق ايدي. مختومقولو آييتديغي شعرلري بير «باخشي» ييرلاييردي. تورکمن موسيقيسينين ظرافتي تورکمن قادينلارينين چارغاتلاريکيمي رمزلي، اينجه و نهايت درهجهده گؤزلدي، بوتون بو گؤزهلليکلري درک ائتمک اوچون تورکمن سؤزويله تانيشيب سازيلا آليشماق گرهکير. بو موسيقي يالنيز تورکمن چؤلونون اويغارليغي دئييل تورکمن چؤلونون دوغالليقلارينداندير. تورکمن باغشيسي باغلاديغي هاوالاري ياشاديغي بئشيکدن آلير؛ ياشاديغي چئشيدلي طبيعته اويغون اولان چارغات و قالي طرحلري کيمي. دوغروداندا کي تورکمن چؤلونده بو آخشام چاغيندا تورکمن تئلليـ ديللي، سازيـ سؤزو دينلهمک يامان ياپيشير! اؤنوموزده، 95 کيلومتر مراوه تپهيه قالان يئرده، بير داها «ايست بازرسي»يه اوغراشديق. آلتي ـ يئددي يولچو ماشين اورادا دايانديريلميشدي. يول قيراغيندا تورکمنلر قادينلي کيشيلي نامازا دورموشدولار. بيزده ماشيني قيراغا چکيب تورکمن چؤلونون برکتلي تورپاغلاري اوسته نامازيميزي قيلديق، آرتيق يوبانمادان يولا دوشدوک. کؤوشن کؤلگهيه چؤکوردو، گونش تورکمنستان داغلاري داليندا باتميش، قاران قاريشيردي. گئجه چاديريني چؤله سريريدي، «چات» کندينين چيراغلاري يانيردي ، آراباميز کندلري بيرـ بير اؤتوردو؛ کوللوجه، قولاق بؤرته، هوتدو، کرندر و ... گئتديکجه زيارت شووقو اورهييميزده آرتيردي. ياخينلاشديقجا يول شولوغلاشيردي، موتورچولاردا اوزولمهدن يولا دوزولموشدولر؛ کيميسي يولداشيني، کيميسي کؤنولداشيني، کيميسي قادينيني ترکينه چکميش گئديردي. سئوينجدن گؤزلريميز ياشاريردي، اؤز گؤزلريميزله «فراغي»نين اورهکلري نئجه آلديغيني گؤروردوک، داها آرتيق نجيب تورکمنلرين بير «آرمان سيمگهسي»نه دؤنن مختومقولونو دوشونوردوک کي ائلداشلاري بير کپنک کيمي گئديرديلر مزارينين باشينا دولانسينلار و کئچميشلريني ـ کيمليکلريني آنسينلار، داها اورهک دؤزومسوزوردو، کؤنول ايسه دينلهييردي: «دؤنن دؤنسون من دؤنمزم يولومدان!» اوتوز بئش کيلومتر «مراوه تپه»يه قالان آراباميز سولا دؤندوکده، اوزاقدان دؤرد ديرهکلي اولو بير آغ سيمگه، بيزي سسلهييردي؛ گؤودهسيندن ايشيق الهنيردي و اونونلا معنويت گؤيه ديرهنيردي.
+
نوشته شده در دوشنبه ششم شهریور 1385ساعت 0:7 توسط ذوقی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
از خدا پنهان نیست از شما چه پنهان که شعر «گؤرجک رسول» با مطلع «گلدی بیر خوشلوق جهانا نصرتین گؤرجک رسول» را آماده کرده بودم تا به مناسبت هفته وحدت! در وبلاگ قرار دهم گذشته از گرفتاریهایی که فرصت و اجازه این کار را به من نداد نکتهای دیگر نیز مرا نسبت به این درج آن کمی بیخیال کرد و آن نکته تغییری بود که در مصرع سوم بند دوم آن اعمال شده بود و مصرع «هم ابابکر و عمر، عثمان و حیدر رهنمون» در برخی نسخ چاپی به «هم ابابکر و عمرـ عثمان، چون بولغاچ رهنمون» آمده بود. بدیهی است که این مصرع بعدها با تصرف ناسخان و یا مصححان! به صورت اخیر در آمده است. شکستگی وزن این مصرع و ذکر نام حضرت حیدر در دیگر شعرهای مختومقلی قرائنی است که همه کس را به این نکته واقف می کند چه اینکه در نسخه چاپ حاجطلایی نیز من روایت پیشین را دیده بودم اما در چاپ گلنشر مشهد متاسفانه تغییر و تحریف اخیر راه یافته بود. به هر روی، هر چه که بود من از درج آن شعر گذشتم. به راستی، تا زمانی که چنین تنگنظریها و تعصبهای قرون وسطایی بین شیعه و سنی حاکم است نه تنها وحدت دست نایافتنی است که از دست دادن اتحاد شیعه و سنی نیز حتمی است. یادش به خیر، دارد در زندان آب خنک میخورد آن مرجع شیعی که هفته «وحدت» را «نکبت» نام داد! طرح و تبلیغ هفته وحدت هر اندازه که از سوی حکومت شعاری تاکتیکی باشد در کلیت جهان اسلام به ویژه در میان ترکان مسلمان، ضرورتی حیاتی است. ضرورتی که نادرشاه بزرگ به درستی دریافته بود چرا که او نتایج فجیع و مخرب تعصب دوسویه شیعه و سنی را شاهد بود. افسوس که فلک فرصت فراگیرشدن ایده های فکری او را نداد. دنیای اسلام چه سودی از این متعصبها دید!؟ چه امیرتیمور حافظ و عارفش که از سر دشمنان شیعی اش مناره ها برآورد و چه شاه اسماعیل قطب و شاعرش که در کاسه سر شیبک خان باده سرمستی می زد. غافل از آنکه حضرت رسولش از هر دوی این رسواییها بیزار بوده است. شاعر بزرگ عصر مشروطه، میرزا علی اکبر صابر در شعر «فخریه» بسیار موجز این گرفتاری دنیای ترک را بیان داشته است. چندی پیش در خاطرات جاسوس مجارتبار انگلیسی آرمینیوس وامبری که حدود یک قرن و نیم پیش سفری به آسیای میانه داشته میخواندم که ترکمنان با اسیران شیعه ترک زبان خود رفتار بهتری داشتند تا با اسیران غیر ترک، وامبری در «سیاحت درویشی دروغین در خانات آسیای میانه» مینویسد: ترکمنان میگفتند که: هر چه باشد این کافر برادرمان است! میخواستم با ذکر این نکته خاطر نشان کنم که اتحاد بین ترکمن و آذری نه تنها از رهگذر دین که از رهاورد تاریخ و ملیت تامین است، البته اگر فرقهگرایان دوسو بگذارند...! هر سال دهه آخر اردیبهشت میآید و میگذرد و من باز در حسرت حضور در مراسم بزرگداشت شاعر ملی ترک، مختومقلی فراغی میمانم، امسال که واحدهای درسی پاگیرم نیست و دلم بدجوری تنگ فراغی است اگر همسفری بیابم و شاید اگر چه نیابم راهی آقتوقای خواهم شد، البته اگر قسمت باشد! شما چطور؟ بفرما این هم برنامه بزرگداشت:
+
نوشته شده در دوشنبه چهارم اردیبهشت 1385ساعت 6:11 توسط ذوقی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
بو اوخوياجاغينيز شعر اولو شاعير مختومقولونون اؤز توركمن خالقينين بيرليگي اوغروندا سؤيلهديگي بير شعردير. مختومقولو بير خاص بحراني شرايطده بو شعري يازير. دئمك توركمن خالقينين طبيعي و غيرطبيعي ايكيليكلره معروض قالديقلاري حالدا، مختومقولو بير ائل قايغيسيني چكن شاعيردير و شعرينده ائلينين نئجه بيرليگه چاتماغيني سؤيلهيير. او بو شعر دئمك بئله باشلايير كي بؤيوك بير توركمن شاهي آرادان گئدرهك توركمنلرين داغيليشماسيندان قورخاراق اونلارين بيرليگيني ديلهيير. بو شعر اولدوقجا آخيجي، گوجلو، ائلديل دبلريني داشييار بير شعردير. بو شعرده تام ايجازلا جامع شكيلده توركمنلرين بيرليكلري بيان اولونموشدور. او ائلباشلاريني «چيله مست نرلر»ه تشبيه ائدرك، اونلارين مستليكدن آييلماقلاريلا، آشلارين بير سفرهده ياييلماغيلا بيرليك نشاني گتيرير. او درويشلرين بيرليكده ناماز قيلمالاريني و ايگيدلرين بيرليكده ساز چالمالاريني ديلهيير و توركمنين بئش طايفاسينين بير شاها قوللوق ائتمهييني آرزيلايير. نئيه كي اختلافي، دوشمن خوارليغينا دوشمگه علت گؤرور و جانينا دوياراق، اؤلومونو بو ايكيليكلري گؤرمكدن يئي بيلير و اولوتانريدان ديلهيير كي «گوكلان» و «يموت» بيرليگيله و بير شاها قوللوق ائتمكلريله، توركمنلري يابابانجيلار قوللوغوندان قورتارسين! بو شعر بير گوزگو كيمي مختومقولونون «ملي» دوشونجهسيني گؤسترير! و اونون اوزگورلوك فيكريني آيدينجاسينا بيلديرير. البته اسكي بؤلگهشاهلاري بير شاهلارشاهينا باش اييرديرسهلرده آنجاق اؤز مولكلرينده تام قدرتله «شاه»ايديلار و تانريدان باشقا كيمسهيه قوللوق ياپمازديلار و اؤز ائللرينين گوجونه گووهنهرهك اونلاري ياغيلاردان و يابانجيلاردان قورويارديلار!
تؤكر اولدوق ياشيميزي
ايستهر الدن چيخسا دولت همايم دعا قيليب تؤكر اولدوق ياشيميز ديلهگيم دوش ايله گؤزهل آللهيم ارسگن اولدو گئتدي قيزيلباشيميز خضر گزن چؤلده ائللر ياييلسين دؤرت بيناميز قائم اولسون قويولسون چيله مست نرلريميز نه وار آييلسين بير سفرهده ادا اولسون آشيميز درويشلر كؤنلو جمع دورسون نامازا ايگيدلر ييغيلسين صحبته سازا ايليميز اولاشدي بير كورفه يازا توغسان دولوب تمام اولسون قيشيميز توركمنلر باغلاساق بير پيره بئلي قورودساق قلزمي، درياي نيلي تكه، يمود، گوكلنگ، يازير، آل ايلي بير پادشاه قوللوق ائدسك بئشميز مختومقولو دويدو جانين ديرليگينه مسلماني قويما كافر خوارليغينا رواج وئرگيل يمود گوكلانگ بيرليگينه اول «كمال خان اوغان» اولسون باشيميز
+
نوشته شده در چهارشنبه سی ام آذر 1384ساعت 5:42 توسط ذوقی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
من پيش از اين (10 بهمن 1382) وبلاگ ديگري را براي درج شعرهاي آذريشدهي مختومقلي در پرشينبلاگ باز كرده بودم اما بهخاطر فيلتر! شدن وبلاگ بيآزار شاعر عشق آباد تصميم گرفتم كه اين بار در بلاگفا وبلاگي به همان منظور باز كنم! باري، فيلتر شدن وبلاگ دستهاي مرا هم از ديدن و چيدن مطالب وبلاگ كوتاه كرده بود، چون هيچ فيلتر شكني كه وبلاگهاي پرشين بلاگ را بازكند نيافتم از راه ديگري و با كلك جالبي آنرا بهدست آوردم! (شايد شما هم بتوانيد از اين راه وبلاگ قبلي را ببينيد): اول سايت آدرس گوگل را با يك فيلترشكن آوردم! بعد كلمه turkmanli را در قسمت وب گوگل سرچ كردم چون يوزئر وبلاگ turkmanli بود؛ اولين گزينه وبلاگ شاعر عشقآباد است. بعد بر روي Cached كليك كردم، وبلاگم جلوي چشمام بود! البته بعد از اين يادم افتاد كه ميتوانستم از طريق مديريت كاربران سايت پرشينبلاگ نوشتههاي وبلاگم را بازيابم. من براي اينكه مطالب قبلي در دسترس همه قرار بگيرد و بهكوري چشم بدخواهان و از لج كساني كه وبلاگ را فيلتر كردهاند همه محتواي وبلاگ قبلي حتي كامنتها را براي پاسداشت و حفظ نظرات بازديدكنندگان در اين وبلاگ قرار داده و مطالب جديد را در ادامه به آن ميافزايم.
+
نوشته شده در چهارشنبه نهم آذر 1384ساعت 7:26 توسط ذوقی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
دهه آخر اردیبهشتماه هر سال، بهشت آقتوقای مراسم سالیاد شاعر ملی ترکمن مختومقلی فراغی را جشن میگیرد. هر سال در چنین روزهایی فرهیختگان و هنرمندان و شاعران و روشنفکران ترکمن برسر مزار مختومقلی گرد هم میآیند و یاد آن شاعر سترگ را عزیز میدارند. وجود چنین روزی برای ملت ترکمن بسیار حائز اهمیت است؛ اندیشمندان ترکمن سالی یکبار در چنین روزی میتوانند گرد هم آمده و سرگذشت خویش را مرور کنند برای امروز خویش چاره بیاندیشند و آیندهای درخشان را برای فرزندان خویش رقم بزنند. و این مختومقلی فراغی است که می تواند چنین اتحاد فرهنگییی را بوجود آورده و دوام ببخشد. ترکمنان آنگاه به اهمیت این روز بیشتر پی خواهند برد که بدانند بسیاری از اقوام ایران چنین شخصیت متفقعلیه و چنین روز مبارکی را ندارند. جای دوری نروم همین خود ما ترکهای آذری از چنین نعمت بزرگی محرومیم. هر چند شاعران آذری بزرگی وجود داشته است اما یا مزارشان در ایران نیست مانند فضولی و نسیمی و یا اینکه از زمرهی ترکان پارسیسرا بودهاند و شخصیت خویش را برای قوم پارس به مصادره رساندهاند و یا اینکه به خاطر وجود برخی ابعاد شخصیتی و تاریخی نمیتوانند چنین نقش بزرگی را در میان ترکان ایران ایفا نمایند. هر سال اردیبهشت ماه میآید و میگذرد و باز من در حسرت حضور بر سر مزار مختومقلی میمانم. راستش چند سالی است که با یکی از دوستان عزیزم ـ که شاعر و محقق فرهیختهای است – مشتاقیم که در مراسم سالیاد فراغی حاضر باشیم و ضمن عرض ادب و احترام به ساحت حضرت مختومقلی فراغی، پیام دوستی و مهر و سلام و دورود آذربایجانیهای ایران را به مردم ترکمن برسانیم. اما هر سال به یک بهانهای از سفر باز میمانیم. البته معلوم نبودن زمان و مکان دقيق مراسم نيز يکی از بهانههای هر سال ماست. به هر حال امسال هم گذشت تا سالهای دگر چون شود. به امید سرافرازی و همدلی روزافزون ملت ترکمن!
+
نوشته شده در چهارشنبه نهم آذر 1384ساعت 7:9 توسط ذوقی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
سلاملار و سئوگیلر! سايين ديلداشلار اؤنجهده سيزدن نئچه واخت بورادا يازماديغيما گؤره باغيش ديلهييرهم، بيليرهم کی عذريم موجه اولورسادا چتين باغيشلاماق اولار. اؤزوم هئچ بيلميرهم دقيقا نئچه آیدير کی بو وبلاگدا هئچ نه يازماميشام آمما بونو سيزه دئييم کی وبلاگين پسوردو ياديمدان ائله چيخميشدی کی اونو اله گتيرمهگه ايميليمه باش ويرديم! سایغیلی اورهکداشلاریمیز چوخ یوبانماقدان سونرا باشیمیز آز - ماز خلوت اولوب و بیرده توفیق ال وئردی کی بیرده سیزی سلاملاییب بایرامینیزی قوتلو و یئنی ایلینیز موتلو اولسون دئیهم. بو بایرام گونلری بودا بیر بایراملیق بؤیوک عاریف مختومقلی فراغیدن سیزه.
جهان پیدا گلسه نوروز عالمه رنگ قیلار جهان پیدا ابرلر آواز ووروب داغ قیلار دومان پیدا بیجانلار جانه گیریب ائدرلر دهان پیدا گؤرمهدیگین گیاهلار گورونوب روان پیدا ائدرلر حیواناتا هم سود و زیان پیدا یئر اوزونه یاییلیب یوریرلر نهان پیدا بو بستهدهان قوشلار قیلارلار زبان پیدا چؤل طرفین برکیدیب در آچار سووا خرچنگ زمین سبزهزار اولوب تنیندن آیریلار رنگ جنبندهلر مست اولوب گویا ایچمیش عرق – بنگ هر اشیانین اؤزونه اؤز آوازی اولوب گنگ سبزه ایچره سندهواج یوز دیلده قیلیب آهنگ زمین خضرپوش اولوب گول بیتیرمیش رنگارنگ خروشه گلیب عالم قیلارلار فغان پیدا سرور – صدالار بیرله جهان اوزو آباددیر مغرور سرور اولما پایانی یوخ برباددیر حق عشقینده زندهلر بیلین باقی حیاتدیر هر تنده عشق اولماسا روز ازل مماتدیر یاز اؤتونجه یئر گؤیو گوندن گونه زیاددیر بیر حشر قیامتدیر بیر یوم عرصاتدیر دهر ایچره اولار هر دم جهان ایچره جان پیدا زربافه ذوقین اولما بقاء یوخدور دولتده عمرونو باده وئرمه سن بود دار محنتده یئتهر سنه ایر و گئج نه یازیلسا قسمتده جانینا جفا ائیلیب بونجا گزمه حسرتده ثواب یاخشی عملده یا خود یاخشی نیتده عالم وارجا خدمتده آدم یاتیب غفلتده حاصلین آتش اولار ائیلهسن یامان پیدا مختومقولو آغلارام بو بخت سیاهیمدن قورخارام جان آفتی قول – آیاق گواهیمدهن اومیدیم حاصل اولماز بو عمر تباهیمدن جان اویدو جسد ایچره بو آتش آهیمدن الیم سویونوب دیلهرهم حاجتیم الاهیمدن بندهیهم اومیدیم چوخ اول کرملی شاهیمدن ائیلهگیل خارستاندا گول کیمی ایمان پیدا
+
نوشته شده در چهارشنبه نهم آذر 1384ساعت 7:6 توسط ذوقی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
فتاح! ايران ـ توران بو گون قولون آستيندا سوردون ايندي بو دوراني سن فتاح هامي توركمن اوينار چؤلون اوستونده توكمه گينن ناحق قاني سن فتاح بوگون شاهسان ائرته گدا اولار سان ائلدهن گوندهن مالدان جدا اولارسان بير گون جانين چيخيب فدا اولارسان قازانيرسان چوخ گناهي سن فتاح گؤزوم يتر بيلسن باشيم آلارسان كوندهلييب مني چايا سالارسان من حق دئديم سن چوخ گناه قيلارسان بو آليشين بيرله جاني سن فتاح سن توركمن ائلينين گونون سولدوردون قانلار توكوب گؤزهل يوردوم دولدوردون شهيد اولانلارين باشين قالديردون اونودارسان تخت ـ كاني سن فتاح خلقين اؤجو چوخدور اقبالين يامان تختين سينار دئمه قالارام آمان يا اؤلرسن يا زندان سن بيگمان چون كي زههر قيلدين ناني سن فتاح فرمانيندان تالان دوشدو ائللره قول وئردون سن ناحق گؤزده سيللارا قيرخ قامچيدان بويوردون نازيك بئللره دريا ائتدين گؤزده سئلي سن فتاح آييردين آتادان، آنا قارداشدان قول بيرله آياقدان ساققالدان ساچدان دنداندان زباندان عقلدن هوشدان زندان ائتدين بو جهاني سن فتاح آييردين آغلاييب قالدي يارلارميز فلكه يئتيردين تاردان زارلاريميز آداملار آسيغلي دوريار دارلاريميز يوزدن توتدون بيل قصابي سن فتاح فراغي درد آيديب درده يانمالي قان يودوب ظالم فتاح قانمالي ديري اؤزومليكن اؤلو سانمالي آنسان اؤلدور بو دستاني سن فتاح ترجمهی فارسی يکی از شعرهای مختومقلی فراغی. در ترجمه از کتاب گرانسنگ جناب آقای عبدالرحمن ديهجی بهره بردهام. (فتاح لقب پادشاهي است؛ بهقولي نادر و به قولي كريمخان زند.) فتاح! ايران و توران امروز زير دستان تو امروز شاهي و فردا گدا خواهي شد ميدانم اگر سخنانم به گوش تو رسد تو آفتاب ايل تركمن را پژمراندي انتقام ملت سخت است و اقبالت بد به فرمان تو ايلها تار و مار شد از پدر و مادر و برادرها جدايمان كردي جدايمان كردي و يارهامان گريان ماندند فراغي درد ميسرايد و از درد سوزان است.
+
نوشته شده در چهارشنبه نهم آذر 1384ساعت 6:57 توسط ذوقی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
مختومقلي فراغي شاعر و عارف بزرگ مسلمان ترك
FathollahZoughi@yahoo.com بيگمان مختومقلي فراغي يكي از چند شاعر سرآمد ترك است؛ او چونان پيامبري برانگيخته شد و حديث عشق در گوش جانها خواند و دلسوزانه و مشفقانه و عاشقانه به راهنمايي قوم خويش پرداخت و ديري است كه رخ در حجاب خاك كشيده است اما يادگار باوقارش چون آفتاب هنوز بر گنبد دوّار ميدرخشد. صداقتي ستودني در سرودههاي او است كه به سادگي انسان را با خويش همدل ميكند و اين صداقت و توفيق ريشه در باوري دارد كه او به حرفهاي خود داشت. او رسالت خويش را در قالب شعر به شيواترين وجه ادا كرد. مختومقلي، هيچ پادشاهي را مدح نكرده است اما ذم چرا! او با چنان شهامتي «فتّاح» را اندرز ميدهد كه گويي هيچ از جانب پادشاه او را تهديد نميكند و ترسي از اريكهي قدرت در دل او نيست. اما مختومقلي قوم خويش را ستوده است، طبيعت بكر تركمنصحرا و گرگان را وصف كرده است و به ستايش خدا و رسول و اولياي او پرداخته است و اين به خاطر آزادگي او است. مختومقلي هرگز دامن لب به ساغر زرّين مي نيالود اما بوسه بر جام بلورين عشق زد و از نخستين عشق پاك خود به «منگلي» تا واپسين عشق خود به حضرت دوست صادق ماند و در اين راه از بسيار چيزها چشم پوشيد و حتي از رسوايي در راه عشق نهراسيد و با شيدايي تمام به دستانسرايي محبوب پرداخت. از اين رو مختومقلي ماندگار و ستودني است. ما از مختومقلي بتي بيروحوجان در تاقچه خيال خويش نميسازيم؛ مختومقلي حقيقتي زنده و جاويد و جاري در زندگي روزمرّهي ما است. او از ميان مردم برآمد و با مردم خويش زيست و با درد و غم و شادي آنها درآميخت و در نهايت در دل يك قوم نجيب و حقدوست به ابديت پيوست و سندي پرارج از فرهنگ درخشان تركان تركمن را به دست آنان سپرد تا هميشهي تاريخ پايا و پويا و جاودان بمانند. مختومقلي، حنجرهي سرخ، سبز و سپيد تركمن است كه خويشتن را سرود و چونان آيينهاي است كه تركمنان زيبا در آن به تماشاي خويش مينشينند و چونان بهشتي است كه گاه دلتنگي شاخهاي از آن برچيده و ميبويند و عطر پاكي و زلالي و زيبايي در جانشان ميدود و با ياد خويش شاد و شاداب ميشوند و آفتاب عشق و در آنان ميدمد. مختومقلي بتي بيروح و جان در تاريخچهي خيال ما نيست او حقيقتي زنده و جاويد و جاري در روح زندگي ما است. شناخت من از مختومقلي ديرسال نيست، شايد براي اولين بار نام مبارك مختومقلي فراغي را در كتاب «گذري بر تاريخ ادبيات و لهجههاي زبان تركي»، نوشتهي دكتر جواد هيئت ديدم و علاقهاي عجيب به او يافتم و در ماهها سراغ ديوانش را از كتابفروشيهاي شهر قم گرفتم اما بسياري از كتابفروشان براي اولين بار نام «مختومقلي فراغي» را ميشنيدند. تا اينكه بعدها نسخهي چاپ انتشارات «حاجي طلايي» را از «انديشهي نو» بهدست آوردم و همهي شعرهاي آن را به لهجهي آذربايجاني زبان تركي درآوردم. يكماه پيش دوست شاعرم اقای قيچیلوئی (جاويد) لطف فرموده و نسخهای كامل از ديوان را برايم تهيه ديد كه هم اكنون مشغول بازخوابيني و آذربايجانجالاشديرماق ديگر اشعار فراغي هستم. من زبان مختومقلي را از خود او آموختم و انس با شعرهايش مرا به دنياي زيبا و جذاب زبان توانمند تركمني برد و آنگاه بسيار افسوس خوردم كه چرا ما از شعرهاي اين شاعر بزرگ و هموطن و همزبان خويش محروم بودهايم! البته اين معضل به خاطر اين است كه ما زبان مادري خويش را در مدرسه به صورت علمي و پايهاي نياموختهايم و طبيعتا نميتوانستهايم به راحتي با آثار شاعران آذربايجاني انس بگيريم چه رسد به آثار نويسندگان و شاعران ديگر اقوام ترك. از ميان شعرهاي آمده در وبلاگ ترجمهي دست و پاشكستهاي از شعر فتاح آوردهايم. اميد ميبرم روزهاي آينده با كمك و همفكري شما خوبان ضعفهاي و كمبودهاي موجود جبران كنم. از ياد نبريم كه شعرهاي مختومقلي را وايد ريتميك و با آهنگي هجايي خواند نه در اوزان عروضي و قواعد زبان تركمني خواند. كساني كه با زبان تركمني آشنا نيستند در مواجهه با اشعار مختومقلي فكر ميكنند كه شعرها وزن ندارند اما بايد دانست كه تركي تركمني نه حروف صدادار در زبان تركمني 18 تا است نه 9 تا . و اين در آذربايجانيزه كردن مشكلاتي را فراهم ميآورد.
+
نوشته شده در چهارشنبه نهم آذر 1384ساعت 6:53 توسط ذوقی
|
|
|||||
|
|||||