|
توركمن خالقينين ملي شاعري مختومقلی فراغينين آذربايجانجالاشميش شعرلري
|
|
|
|
||||
|
مختومقلي فراغي شاعر و عارف بزرگ مسلمان ترك
FathollahZoughi@yahoo.com بيگمان مختومقلي فراغي يكي از چند شاعر سرآمد ترك است؛ او چونان پيامبري برانگيخته شد و حديث عشق در گوش جانها خواند و دلسوزانه و مشفقانه و عاشقانه به راهنمايي قوم خويش پرداخت و ديري است كه رخ در حجاب خاك كشيده است اما يادگار باوقارش چون آفتاب هنوز بر گنبد دوّار ميدرخشد. صداقتي ستودني در سرودههاي او است كه به سادگي انسان را با خويش همدل ميكند و اين صداقت و توفيق ريشه در باوري دارد كه او به حرفهاي خود داشت. او رسالت خويش را در قالب شعر به شيواترين وجه ادا كرد. مختومقلي، هيچ پادشاهي را مدح نكرده است اما ذم چرا! او با چنان شهامتي «فتّاح» را اندرز ميدهد كه گويي هيچ از جانب پادشاه او را تهديد نميكند و ترسي از اريكهي قدرت در دل او نيست. اما مختومقلي قوم خويش را ستوده است، طبيعت بكر تركمنصحرا و گرگان را وصف كرده است و به ستايش خدا و رسول و اولياي او پرداخته است و اين به خاطر آزادگي او است. مختومقلي هرگز دامن لب به ساغر زرّين مي نيالود اما بوسه بر جام بلورين عشق زد و از نخستين عشق پاك خود به «منگلي» تا واپسين عشق خود به حضرت دوست صادق ماند و در اين راه از بسيار چيزها چشم پوشيد و حتي از رسوايي در راه عشق نهراسيد و با شيدايي تمام به دستانسرايي محبوب پرداخت. از اين رو مختومقلي ماندگار و ستودني است. ما از مختومقلي بتي بيروحوجان در تاقچه خيال خويش نميسازيم؛ مختومقلي حقيقتي زنده و جاويد و جاري در زندگي روزمرّهي ما است. او از ميان مردم برآمد و با مردم خويش زيست و با درد و غم و شادي آنها درآميخت و در نهايت در دل يك قوم نجيب و حقدوست به ابديت پيوست و سندي پرارج از فرهنگ درخشان تركان تركمن را به دست آنان سپرد تا هميشهي تاريخ پايا و پويا و جاودان بمانند. مختومقلي، حنجرهي سرخ، سبز و سپيد تركمن است كه خويشتن را سرود و چونان آيينهاي است كه تركمنان زيبا در آن به تماشاي خويش مينشينند و چونان بهشتي است كه گاه دلتنگي شاخهاي از آن برچيده و ميبويند و عطر پاكي و زلالي و زيبايي در جانشان ميدود و با ياد خويش شاد و شاداب ميشوند و آفتاب عشق و در آنان ميدمد. مختومقلي بتي بيروح و جان در تاريخچهي خيال ما نيست او حقيقتي زنده و جاويد و جاري در روح زندگي ما است. شناخت من از مختومقلي ديرسال نيست، شايد براي اولين بار نام مبارك مختومقلي فراغي را در كتاب «گذري بر تاريخ ادبيات و لهجههاي زبان تركي»، نوشتهي دكتر جواد هيئت ديدم و علاقهاي عجيب به او يافتم و در ماهها سراغ ديوانش را از كتابفروشيهاي شهر قم گرفتم اما بسياري از كتابفروشان براي اولين بار نام «مختومقلي فراغي» را ميشنيدند. تا اينكه بعدها نسخهي چاپ انتشارات «حاجي طلايي» را از «انديشهي نو» بهدست آوردم و همهي شعرهاي آن را به لهجهي آذربايجاني زبان تركي درآوردم. يكماه پيش دوست شاعرم اقای قيچیلوئی (جاويد) لطف فرموده و نسخهای كامل از ديوان را برايم تهيه ديد كه هم اكنون مشغول بازخوابيني و آذربايجانجالاشديرماق ديگر اشعار فراغي هستم. من زبان مختومقلي را از خود او آموختم و انس با شعرهايش مرا به دنياي زيبا و جذاب زبان توانمند تركمني برد و آنگاه بسيار افسوس خوردم كه چرا ما از شعرهاي اين شاعر بزرگ و هموطن و همزبان خويش محروم بودهايم! البته اين معضل به خاطر اين است كه ما زبان مادري خويش را در مدرسه به صورت علمي و پايهاي نياموختهايم و طبيعتا نميتوانستهايم به راحتي با آثار شاعران آذربايجاني انس بگيريم چه رسد به آثار نويسندگان و شاعران ديگر اقوام ترك. از ميان شعرهاي آمده در وبلاگ ترجمهي دست و پاشكستهاي از شعر فتاح آوردهايم. اميد ميبرم روزهاي آينده با كمك و همفكري شما خوبان ضعفهاي و كمبودهاي موجود جبران كنم. از ياد نبريم كه شعرهاي مختومقلي را وايد ريتميك و با آهنگي هجايي خواند نه در اوزان عروضي و قواعد زبان تركمني خواند. كساني كه با زبان تركمني آشنا نيستند در مواجهه با اشعار مختومقلي فكر ميكنند كه شعرها وزن ندارند اما بايد دانست كه تركي تركمني نه حروف صدادار در زبان تركمني 18 تا است نه 9 تا . و اين در آذربايجانيزه كردن مشكلاتي را فراهم ميآورد.
+
نوشته شده در چهارشنبه نهم آذر 1384ساعت 6:53 توسط فتح الله ذوقی
|
|
|||||
|
|||||